بیوگرافی هستی مهدوی فر(مصاحبه در ادامه ی مطلب)
مصاحبه با هستی مهدوی فر بازیگر جوان سینما و تلویزیون ایران:
سال گذشته در همین روزها بود که سریال «جراحت» موقع افطار از تلویزیون پخش میشد. یکی از نقشهای اصلی سریال برعهده دختر جوانی بود که تازه بازی را شروع کرده بود و هنوز کسی او را نمیشناخت. هستی مهدوی فر، بازیگر «جراحت»، در آن سریال خیلی خوب دیده نشد اما این روزها با حضور خوبش در فیلم «سوت پایان» نیکی کریمی، نشان میدهد که قصد دارد کمکم جایش را در سینما باز کند. بهنظر میرسد تجربه «سوت پایان» برایش خیلی مفید بوده و خودش معتقد است با راهنماییهای نیکی کریمی و تورج اصلانی مدیوم سینما را شناخته و حالا توانایی بازی هم در تلویزیون و هم سینما را دارد.
اصلا چطور شد که به پروژه «سوت پایان» پیوستید؟
دستیار خانم کریمی که از قبل هم مرا میشناختند،به من زنگ زدند و قرار گذاشتند. من هم رفتم و جلوی دوربین از من تست گرفتند. و بعد هم چند جلسهای صحبت کردیم تا به پروژه پیوستم.
از نظر شما مدیوم سینما با تلویزیون چه تفاوتی با هم دارند، بخصوص در زمینه بازیگری؟
این هم یکی از آن مواردی بود که تورج اصلانی برایم توضیح داد که اصلا تفاوت این دو رسانه با هم چیست. من از یک سریال تلویزیونی که موقع فیلمبرداری «سوت پایان» تازه داشت پخش میشد، آمده بودم سر یک فیلم سینمایی که قرار بود کاملا رئال باشد. به هر حال در سریالهای تلویزیونی یکسری عکسالعملها و واکنشهای بازیگران باید اغراقآمیزتر و به اصطلاح گلدرشتتر باشد. وقتی خودم سر کار سینمایی رفتم متوجه شدم که چقدر بازی تلویزیونی و سینمایی با هم فرق میکند. راستش نظر شخصی خودم این است که بازی تلویزیونی تکنیکیتر است و در بازی سینمایی حس و غریزه بیشتر دخیل است.
خیلیها برعکس این را میگویند.
نظر من این است. ببینید شما در تلویزیون کافی است تکنیکهای بازیگری را رعایت کنید اما در سینما باید هردوی اینها را با هم داشته باشید: هم تکنیک و هم احساس تا بازیتان خوب از کار درآید. آن حس در سینما خیلی مهم است. نتیجهاش میشود همان چیزی که گاهی به آن بازی زیرپوستی هم میگویند. ولی اگر این بازی زیرپوستی در تلویزیون انجام شود اصلا قاب تلویزیون آن را نشان نمیدهد. خیلی از بازیگران خوب ما در تلویزیون، بازیهای خیلی تکنیکی از خودشان نشان میدهند اما به هیچ عنوان باورپذیر نیستند و آن حس لازم را به مخاطب نمیدهند.
به عنوان بازیگر جوانی که تازه وارد سینما شده، قطعا دیده شدن برایت مهم بوده. وقتی فیلمنامه «سوت پایان» را خواندی فکر نمیکردی که ممکن است این یکی از آن فیلمهای به اصطلاح مخاطب خاص باشد که یا اصلا اکران نشود یا خیلی دیده نشود؟
وقتی اسم خانم کریمی آمد با توجه به سابقه فیلمهای قبلیشان چنین احتمالی دادم اما گذاشتمش پای یک تجربه. فکر کردم که خب این نقش خیلی متفاوتی است که من تا به حال کار نکردهام و درواقع مثل یکجور محک زدن خودم است که ببینم اصلا از پس این کار برمیآیم یا نه. مطمئنا دیده شدن برایم مهم بود. هر کسی بگوید که برایش مهم نیست که دیده بشود یا نه، دروغ گفته ولی درباره این فیلم با خودم گفتم: این تجربهای است که از آن یاد میگیرم. دوست دارم واقعا اینجا این نکته را بگویم که انرژی که من برای «سوت پایان» گذاشتم، یک دهمش را سر سریال «جراحت» نگذاشته بودم. شاید اصلا اینجوری بتوانم فرق تلویزیون و سینما را بگویم.
چه نکتهای را در مورد فیلم «سوت پایان» دوست داشتی؟
میدانید من عاشق میزانسنها، دوربین روی دستها و سکانسپلانهای طولانی «سوت پایان» هستم و اینکه ما زیاد پایبند به فیلمنامه نبودیم. میتوانستیم در هر سکانس البته اگر جا داشتیم و کمک به بهتر شدن صحنه میکرد، بداهه از خودمان اضافه کنیم. باز این هم یکی از فرقهای سینما و تلویزیون است که آنجا حتی یک واو را هم نمیتوانی جابهجا کنی. البته من ارزشگذاری نمیکنم و نمیگویم که آن بد است ولی این یکی لذتبخشتر است.
دوباره سراغ تلویزیون میروی؟ دوست داری در آینده بیشتر چه فیلمهایی بازی کنی؟
حتما من دوست دارم هم سینما و هم تلویزیون را با هم داشته باشم ولی دلم میخواهد دوباره فیلمی مانند «سوت پایان» بازی کنم. نقشی که سخت باشد. باورتان نمیشود که من سر فیلمبرداری «سوت پایان» شبها از استرس آفیش فردا خوابم نمیبرد. کار بعدی ام فیلم اول آقای قربان محمدپور به نام «زبان مادری» است که آنجا نقش یک دختر لال را بازی میکنم و هرچند نقش مکمل است اما کار بسیار جالب و متفاوتی است.
سلام دوستان:من مائده هستم